از اینکار متنفرم

4 11 2008

امروزا توی شرکت ما یه حال و هوای دیگه ای هست. چرا ؟ چون شرکت می خواد بزرگترین قراردادشو از زمان تاسیسش با 2-3 تا نهاد دولتی ببنده، مدیر عامل شرکتم خیلی از این کار ذوق زدست و می خواد تمام قدرتشو همراه با این قرارداد به کار ببنده تا بتونه نرم افزار های دیگه ای که تو شرکت رو دستمون باد کردن رو بفروشه، اینا همش مقدماتی بودن بر بلایی که قرار بود رو سرم خراب بشن،( بقیه داستان ) امروز تو شرکت مشغول کد نویسی بودم که مدیر عامل اومد و گفت صابر می خوام یک سری تغییرات در راستای قراردادی که می بندیم تو برنامه بدی، گفتم کدوم برنامه ؟( خدا خدا میکردم که منظورش همون پروژه ای نباشه که با وضعیت بدی به پایان رسیده بود – قضیه ی این پروژه رو بعدا براتون تعریف می کنم ) گفت : فلان پروژه، حدسم درست بود، چه بد. بازم باید بشینم سر اون پروژه ای که از اسمشم نفرت دارم. بعد از اتمام کارهام تو پایان وقت اداری شرکت نیشستم و یه نگاهی به کد های برنامه ای که نوشتم انداختم داشت گریم می گرفت، کد هایی که بر اساس تغییرات مداوم روشون شبیه هر چیزی بودن الا کد های یک برنامه نویس، خیلی حالم گرفتست چون باید از فردا بشینم دوباره برا این پروژه کد بنویسم. من نمی خواااااااااام این کارو کنم ….

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: